زمین و رمضان

خوب مسئله ای نیست. شاید مرا قبول ندارند. نداشته باشند. شاید آنان را غم من نباشد مرا هم غم آنان نیست. من کار خود میکنم. براستی چرا دوستان در رابطه با موضوع مهم پروژه ارتقاء مطلبی ننوشتند؟ آیا شما میتوانید کمک کنید و بگوئید تحلیلتان چیست؟ این چه زهری است که در کام ما ریخته اند که بی تفاوتی را به حد اعلا رسانده ایم؟ شما حرف مرا برای این زهر باور دارید؟ من به این زهر اعتقاد دارم و بر این باورم که باید پادزهری تهیه کرد. و میدانم که روزی پاد زهر پیدا میشود که اگر پیدا نشود آن زهر ما را خواهد کشت.

با بعضی ها که صحبت مبکنم بیشترین اهمیت را به مدیریت میدهند و میگویند این مدیریت است که باید سازمان را و کارکنان را متحول کند. حرفشان را قبول دارم. ولی یک نفر به من بگوید اگر کارکنان بی تفاوت بودند , تقصیر کیست؟ نقش کارکنان چه میشود؟ آیا باید کارکنان سکوت کنند تا پروژه و یا شرکت هر راهی را که میخواهد بپیماید؟ آیا نباید نظریات خود را برای بهبود و به سرانجام رسیدن یک پروژه بیان کنند؟

براستی این پروژه هیچ ریسکی ندارد؟ با بعضی از دوستان که صحبت میکنم حرفهائی دارند که سرنوشت خوبی را برای پروژه به دلایل متعدد پیش بینی نمیکنند. به دلایل فنی و انسانی اشاره میکنند. من هم موضوع را به قول خارجی ها raise  کردم تا مسئولین از قبل بدانند و پیشگیری کنند. هدف دیگری نداشتم.

و اما برویم سر داستان ماه رمضان که آن را بهانه کردم تا به موضوعی اخلاقی بپردازم. خداوند در قران فرموده است "روزه بر شما نوشته شد, باشد که پرهیزگار شوید". و من میگویم با روزه گرفتن باید خلق انسان نیکو شود. برخوردش با دیگران سالم شود. در این روزهای روزه می بینم که پرخاشگری ها و کج خلقی ها دربین دوستان بیشتر میشود. دوستان در هر حالی باید سعی کنند بر اعصاب خود مسلط باشند. خصوصاً حالا که زبان روزه هستند.

بعضی روزها که به همکاران مراجعه میکنم می بینم جواب های سربالا میدهند و یا کج خلقی میکنند. با آنها مواجه نمیشوم و برخوردی نمیکنم. سرم را زیر میاندازم و به اطاق خودم میروم. میگویم شاید ناراحتی دارد. دوستان باید بدانند که افراد در همه لحظات روز در حالت روانی یکنواخت و یکسانی قرار ندارند. پس باید بدانیم که چه موقعی باید به دیگران مراجعه کنیم و چه موقعی درخواست خود را ارائه کنیم. و باید موقعیت شناس باشیم. اگر دوستی جواب ناروا به شما داد بی درنگ پاسخ ندهید کمی زمان را به تأخیر بیاندازید و با فکر با او برخورد کنید. ما همه انسانیم و مشمول خطاهای انسانی. همدیگر را بیشتر درک کنیم.

بروم سر موضوع زمین. یادش به خیر. سید مجید امامی را میگویم. شنیده ام که او بود که به مدیران ایریسا پیشنهاد داد که ساختمان فعلی ایریسا در اصفهان واقع در کوچه شهید هدایتی خریداری گردد. خودش هم این ساختمان را پیدا کرده بود. سید مجید خودش در کوچه هدایت سکونت داشت و منزل پدری اش هم هنوز در آن کوچه است. و هر روز میدید که آپارتمانی در این کوچه در حال ساخت است. ساختمانی که هم خوش موقعیت است و هم خیلی خوب و اصولی ساخته میشود. به مدیریت وقت ایریسا در دهه 70 پیشنهاد داد که این ساختمان خریداری شود. آنها هم اراده اش را داشتند و خریدند. و ایریسا از این ساختمان خیلی خوب بهره برداری کرد و هنوز هم مشغول بهره برداری است. هم موجب رونق کار شد و هم آبروئی برای شرکت بود.

دست سید مجید درد نکند که همین کار خوبش حالا ما را به یاد او میاندازد. سید مجید چند سال قبل از ایریسا بازنشسته شد و حالا در خط ایران و کانادا کار میکند. یعنی میرود و میآید. یک پایش در کانادا است و دلش در وطن. هر جا هست سلامت باشد و شادان.

اول داستان را برایتان گفتم تا حرف آخرم را بزنم. که ایریسا از نظر جادهی و اسکان کارکنان در تنگنا و مشکلات است. الان کارکنان در شهر اصفهان در 4 ساختمان در کوچه هدایت مستقر هستند که دو ساختمان اجاره ای است و این پراکندگی مشکلات و مسائل خود را دارد. و تازه چند وقت دیگر هم مالک ساختمان های اجاره ای میگوید ساختمان را خالی کنید. و تازه شهرداری هم ممکن است گیر بدهد که چرا ساختمان مسکونی را اداری کرده اید و این در حالی است که هنوز ساکنان محله شکایتی به شهرداری نبرده اند.

ایرسا بدنبال پیدا کردن ساختمان یا زمین مناسبی در اصفهان میگردد تا آن را خریداری کند و کارکنان خود را در آن اسکان دهد.

آیا شما به عنوان یک کارمند وظیفه شناس میتوانید در شهر اصفهان جای خوب و مناسبی را به مدیریت شرکت, پیشنهاد دهید.

از مدیریت ایریسا میخواهم که ویژه گی های موقعیت زمین و دیگر شرایط را اعلام کند تا همکاران هم  بتوانند کمک کنند. مثلاً این زمین یا ساختمان در کجای شهر قرار داشته باشد. مساحتش چقدر باشد؟ دسترسی آن به امکانات شهری و برق چگونه باشد. آیا به فولاد مبارکه نزدیک باشد یا دور؟ آیا به ایستگاه مترو دسترسی داشته باشد یا مهم  نیست؟ و ده ها فاکتور و عامل دیگر که موجب مرغوبیت آن مکان برای خریداری میشود را اعلام کند. گروهی کاری همچون یک site selection  به موضوع محل زمین یا ساختمان نگاه کنند و عوامل مهم برای انتخاب را اعلام کنند.

در پایان از مدیریت ایریسا مخصوصاً هیئت مدیره محترم میخواهم که به جدّ اراده کنند و اگر تصمیمی بر خرید زمین و یا ساختمان دارند, این دست و آن دست نکنند. هر چه زودتر اقدام کنند و وقت را از دست ندهند.

مدیریت , بهتر میداند که کار فراوان است و به نیروی انسانی نیاز مبرم است و مجبور به جذب نیروهای پرتوان و متخصص است و کارشناس خوب, فضای مناسب و خوب برای کار میخواهد. پس زمان را از دست ندهیم.

/ 10 نظر / 15 بازدید
صواب

احمد اقا سلام حالا که از روزه و روزه داری نام بردید به جهت وظیفه شرعی لازم دانستم به بسیاری از همکاران عزیر اعم از خانم ها واقایانی که به دلایلی قادر به روزه گرفتن نیستند تذکر داده شود رعایت حال ان عده قلیل را که روزه دار هستند را بنمایند انشااله که خداوند به همه انان اجر روزه داری عطا فرماید

آزرمگین

با سلام، اینکه شما فرمودید که چرا دوستان بی تفاوت هستند، بحثی است که به نظر من باید از تک تک ماها پرسیده شود و سپس مورد تحلیل قرار بگیرد. بحث بسیار جالبی است که بواقع بگویم که نمی دانم و اصلا نمی فهمم. البته ممکن است در این مورد خاص، کسی نخواسته مشکلات خصوصی را عمومی نماید که خوب من شخصا حق می دهم. همانطور که می دانید، من یک ایمیل به همه دوستان فرستادم تا در تحقیق اینجانب شرکت کرده و به من کمک کنند. در این روش درخواست، میانگین شرکت کننده ها در تحقیق طبق آمار آکادمیک، 30 درصد از گیرندگان می باشد. فکر می کنید پس از هفت روز چند درصد اعلام آمادگی کرده اند؟ حتی 10 درصد هم نشده اند! من فکر کنم با 20 درصد گیرنده ها دست کم در یک پروژه همکار بوده ام، همه باهم دوست و نزدیک بوده ایم. فکر می کنید دلیل عدم اهمیت دادنشان چیست؟ برای من هم سوال است و فکر کنم پاسخ به آن می تواند کلید حل خیلی از مشکلات شرکت باشد. از شما درخواست می کنم که یک تحقیق در این مورد برگزار کنید و صرفا یک سوال تشریحی از دوستان بپرسید که دلیل اهمیت ندادن به مسائل و سعی در فراموشی آن چیست؟ اگر دوست داشتید در تحلیل جوابها، من می توانم کمک بکنم. تشکر

محمد

با سلام من الان ایریسائی نیستم ولی هر چه دارم از ایریسا است. به نظر من مشکل ایریسا افسردگی کارکنان آن است و اگر تکاپوئی هست منافع یه سری دوستان است که این حرکت را ایجاد می کند و لا غیر.

همکار

سلام، من هم افسرده ام، دیگر حال و حوصله سر کار اومدن را ندارم، از یکنواختی و فشار کار همیشگی خسته ام، با این حال بس انگیزه نیستم. اما هر از گاهی فکر می کنم، مگه ما می تونیم مشکلات ایریسا را حل کنیم؟ میام اینجا یه سری میزنم، قوت میگیرم، ولی باز که میگذره مون حس ها به سراغم میاد.کاش واقعل میفهمیدم مشکل من و امثال من چیه؟

خانه به دوش

با سلام در رابطه با محل شرکت باید بگویم که محل فعلی از لحاظ دسترسی به مترو و اکثر نقاط شهر از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب وتا شهرک ومجتمع وذوب آهن بهترین موقعیت را داراست. از لحاظ موقعیت و پرستیژ شرکت نیز بهترین شرایط را دارد. به نظر این حقیر اجاره موقت یکساله ساختمانی مثل نظام مهندسی و ساخت دفتر قدیمی شماره 2 در کنار دفتر اصلي با 2 طبقه پارکینگ و6 طبقه و بصورت باز و اداري بدون ديوار هاي حايل با اجراي پارتيشن مي تواند شركت را تا مدت مديدي از اين معضل نجات دهد. مشكل پاركينگ شركت را نيز تا حد زيادي حل كند كه اين مشكل در هر جاي ديگر شهر نيز گريبان گير شركت خواهد بود. در ضمن فروش املاك شركت نيز خود باعث خوشنودي اداره دارائي و البته تقدير نامه! ديگري از طرف آنان خواهد شد كه درصد زيادي از مبلغ آن را به جيب خواهند زد. پس بهتر است هر چه زودتر شركت تصميم خود را در اين بازار بگيرد.و پرسنل را از اين خانه به دوشي نجات دهد.

علي طالبي

به نظر بنده بي تفاوتي و افسردگي گريبان گير کل جامعه شده و نبايد همه چيز را سريع به اجتماع کوچک ايريسا و مديريت آن ارتباط داد. وقتي موقعيت شغلي شما به واسطه اتفاق هاي سياسي ناپايدار مي شود، وقتي ظرف يکسال درآمد شما تغيير چنداني نمي يابد ولي هزينه هاي شما بيش از دو برابر مي شود، وقتي شما براي خود و خانواده تان نمي توانيد برنامة تفريحي براي رفع خستگي ها داشته باشيد، طبيعي است که نه تنها در محيط کار بلکه در کل جامعه اي که زندگي مي کنيد بي تفاوت و خسته خواهيد بود. نسبت دادن تمامي اين مشکلات به ايريسا دامن زدن به تمام اين مشکلات است. فکر مي کنم به جز تحمل و اميدوار بودن به بهبودي اوضاع راهي نمانده. در ضمن از قلم زيباي جنابعالي در پست قبلي تشکر مي کنم و فکر مي کنم مي توانيم از آن درس هاي خوبي بگيريم.

احمد

خدمت همکاران عرض می نمایم که: پاداش 4 ماهه به حسابتان ریخته شد. صرفا جهت اطلاع

دخترحاجي

سلام بزرگي ميفرمود "روزي از منزل خارج ميشوي ميبيني تعدادي بچه مشغول توپ بازي هستند با خود ميگويي نگاه کن طفلکي ها با يک توپ پاره سرشان را گرم کرده اند ؛ نه آينده اي دارند ؛ نه معلوم هست چه کاره خواهند شد و... يک روز ديگر از منزل بيرون مي آيي ميبيني تعدادي بچه شاد و خندان و سبک بال به توپ بازي مشغولند و سرشان چنان گرم بازي است و لذت بازي که به هيچ چيز توجه ندارند" هر دو روز اين بچه ها همان بودند و همان گونه بازي ميکردند اما اين ديد تو بود که يک روز آنان را افسرده ديدي و يک روز شاد و سبکبال. راستي همکاران در ايريسا خسته اند؟ افسرده اند؟

دخترحاجي

دخترحاجي افسردگي را کتمان نميکند. اما بايد بفکر چاره بود. به نظر من هم در تمام جامعه بي انگيزگي وجود دارد و ايريسا اين صفات را از جامعه به ارث مي برد. چاره چيست ؟ منتظر کسي نباشيد ؛ بار گناه را هم دوش کسي نيفکنيد. تن بجنبانيد و به رقص در آئيد (البته از نوع شرعي و ايروبيک آن) بجنبانيد. نجنبانيد هم دنيا مي گذرد بهتر که در جنب و جوش باشيم. خستگي و واماندگي زاده ذهني بيچاره و درمانده است

مهدي

به نظر من اينكه بگيم همه يا اكثر جامعه دچار افسردگي هستند خيلي بدبينيم و اينكه بگيم همه جامعه خوش و بي مشكلند خيلي خوشبين هستيم وهر دو مورد غلطه. در ايريسا هم كه يك جامعه كوچك هست همين اصل صدق ميكنه وچون كه ايريسا جامعه كاري مبتني بر كار فكري كاركنانش هست پس نظر دادن در بارش و ارائه راه حل براي مشكلاتش سخت تر ميشه مشكلاتي كه ممكنه ناشي از عوامل بيروني باشه مثل تورم بالا صد درصد و افزايش 15 درصدي حقوق ،كمبود نقدينگي و تاخير در پاداش و ... ويا عوامل دروني سازمان مثل انتخاب مديران نالايق،افزايش وظايف كاركنان بدون در نظر گرفتن ظرفيت آنهاو... كه براي هر دوي اين عوامل راهكارايي وجود داره تا اونها رو به حد اقل رسوند و اينكه ما كلي گويي كنيم دردي رو دوا نميكنه بايد يك مشكل طرح بشه و صرفا همه براي اون نظر بدن و نتيجه گيري كنيم . البته گفتن معايب شركت در كنار مزاياي اون و خوبيها و بديها با هم يك كار درسته كه بعضي وقتها غافل ميشيم و تبديل ميشيم يك كامند و عضو جامعه شاكي كه فقط ميناله و از همه چيز ناراضيه كاري جز غر زدن بلد نيست ..