گوی شیشه ای را دریابید.

اضافه کاری فی نفسه نه خوب است و نه بد. و در بعضی مواقع میتواند خوب باشد و در بعضی مواقع بد. اضافه کاری به دید سازمان و فرد نیز بستگی دارد. سازمان اگر به آن نیاز داشته باشد آن را خوب و لازم و مهم میداند و برایش ارزش قائل است. در زمانی که سازمان به اضافه کاری نیاز ندارد آن را غیر ضروری و برای کارمند نکته ای منفی میداند و برایش حد و مرز تعیین می کند.

ابتدا داستانی توصیه ای از برایان دایسون برای داشتن یک زندگی خوب برایتان نقل کنم.

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید.
جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند.
آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان.
توپ لاستیکی همان کارتان است.کار را بر هیچ یک از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه کاری برای کاسبی وجود دارد ولی دوستی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای که از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.

همکاران عزیز , خانواده , سلامتی , دوستان و روان ما آن چهار گوی شیشه ای هستند. که اکثر ما به آن چهار گوی توجه لازم و دقت کافی را نداریم. و ممکن است روزی بر آنها افسوس خوریم. من امروز افسوس میخورم که چرا در جوانی ام که بچه هایم کودک و کوچک بودند به اندازه کافی با آنها بازی نکرده ام و در کنار آنها لذت نبرده ام و دیگر آن فرصت جوانی من و کودکی بچه هایم در دست نیست تا به آن بپردازم. 

مسئله اضافه کاری در ایریسا هم همچون سازمان های دیگر وجود دارد. ولی به طور جدی به آن پرداخته نمی شود. پروژه هائی همچون پروژه ارتقای فولاد مبارکه به شدت نیازمند به کار اضافی کارکنان مربوطه دارند و افرادی در ماه بالای صد ساعت اضافه کاری دارند. هر روز از ساعت 8 صبح تا 9 شب سر کار هستند و ادامه این روند در در درازمدت خسارت بار است.

در رابطه با اضافه کاری, در تاریخ  پنجم تیر 1390 مقاله ای نوشته ام تحت عنوان " اضافه کاری به چه قیمت" که برای اطلاع میتوانید آن را نیز بخوانید.

خودم هم نمیدانم انگیزه ام از نوشتن این مقاله چیست ولی هر چه باشد توصیه به کارکنان است که تعادل بین کار و زندگی را برقرار نمائیم و توصیه به سازمان ها که قدر کارکنان را که برای پیشرفت پروژه ها از زندگی خود مایه میگذارند نیز بدانید.

/ 18 نظر / 84 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهاد

متاسفانه مدیرانی هم هستند که کارشناسان را مجبور به اضافه کاری می کنند و من واقعا نمی فهمم که بالا رفتن ساعت کارکرد چه تناسبی با بازدهی دارد.احمد آقا آیا این چیزها عدالت است؟ به نظرم وجدان کاری ما در این مورد به بیراهه رفته است

فرهاد

در ملا عام نمی توان چنین اعتراضات و بی عدالتی هایی را مطرح کرد چرا که خیلی از همکاران و مدیران را زیر سوال می بریم و این هم درست نیست اما من واقعا ناراحت و ناامیدم و نمی دانم چرا دراین زمینه کسی فکری نمی کند

فرهاد

البته مسائل دیگری هم هست کار ما معیار و میزان درستی برای اندازه گیری ندارد که مثلا در طول روز چه قدر می توان کد نوشت یا تحلیل کرد برای همین خیلی ها کارها را کش می دهند البته شاید هم ندانند که در حال کش دادن کارها هستند چون از اول اموزششان غلط بوده است و مسیرهای مستقیم را با مسیرهای پرپیچ و خم آموزششان داده اند

فرهاد

در این زمینه من حرف زیاد دارم یعنی انقدر تجربه کسب کردم و کار کردن خودم و بقیه رو دیدم که الان حرف برای گفتن دارم توهین به کسی نمی کنم همینطور که گفتم خیلی وقت ها در پیک یک پروژه مجبوریم از توان خودمان هم بیشتر هزینه کنیم و واقعا چند روزی اضافه کاری کنیم تا کارها عقب نیافتد اما این زمان ها محدودند یعنی واقعا توان هیچ کس به اندازه این همه ساعت اضافه کاری نیست

فرهاد

اما متاسفانه فرهنگ اضافه کاری برای مدیران و کارمندان به یک اپیدمی تبدیل شده و توجیه های زیادی نیز دارد منابع شرکت دارد به این صورت به خیلی از کارشناسان تخصیص می یابد البته خیلی ها حقشان است که این منابع را داشته باشند اما آیا این راه درست توزیع منابع است آیا این عدالت است؟

فرهاد

بیشتر کارکرد داشته باش تا درآمد بیشتر کسب کنی.این عدالت نیست. بازدهی بیشتر داشته باش و مثمر ثمرترباش تا درآمد بیشتر کسب کنی این به عدالت نزدیک تر است

فرهاد

کسی بازدهی ما را نمی سنجد راهش را نمی دانند یا نمی خواهند بسنجند اما کارکردها را خیلی مدیران می سنجند و به روش اول درآمدها تخصیص می یابد. واقعا از مسیر عدالت دور شده ایم

یک مدیر IS

با سلام دوستان دقت کنید اول باید علت اضافه کاری را فهمید بعد در مورد بود یا نبودنش گفتمان کرد . متاسفانه در زمانهایی که می توانستیم کار محول شده را تمام کنیم , دقت نکردیم و وقت کشی کردیم ( بی تعارف ) . حالا که به انتهای زمان پروژه رسیدایم و اجبار برای پایان کار , همه کاسه چه کنم بدست گرفته ایم و زمان را کم میبینیم . اینجاست که اضافه کاری , امکانی برای مدیر است تا با دادن ساعت اضافی به همکاران بتواند پروژه خودش را تمام کند . درماههای اخیر افرادی را داشتیم که 245 ساعت اضافه کاری داشته اند . یعنی نه تنها روزهای عادی تا 10 شب در محل کارشان بوده اند بلکه تمام روزهای تعطیل هم در دفتر بوده اند .

هیچ مدیری با اضافه کار که مشمول هزینه اضافی برای پروژه است موافق نیست . اما وقتی تیم فعالیت خودشان را بدرستی انجام نداده , چه باید کرد ؟ ایا باید همه آنهایی که خواسته یا ناخواسته منجر به این وضعیت شده اند را اخراج کند ؟ یا اینکه با دادن آفرهایی ازآنان تقاضا کند که اضافه کار بیاستد و حتی برای هرکدمشان هم سرویس منزل هم بگیرد ؟ متاسفانه درد ایریسا در این است که نمیتوان کسی را اخراج کرد . اگر خواستین یک فرد نامتعهد به چروژه را از آن چروژه کنار بگذارید , صداهای نه نه همکاران بالا می رود که ... اگر هم بخواهیم نیرو استخدام کرد . با بدنه متورم و غیر قابل کنترل چه باید کرد . همه تقاضای چاداش ماهانه و دو ماهانه و سه ماهانه و ... دارند ولی بودجه چاداش برای چروژه همان عدد ثابت است . از گلایه ها و کنایه شروع می شود و در بعضی مواقع به بداخلاقی های کاری .

يک همکار

سلام 1- من موافق اضافه کار نيستم اما بعنوان يک آخرين راه حل آن را قبول دارم 2- گوي ششم با عنوان حرام و حلال را نيز ميتوان اضافه نمود 3- بعضيها از کارشان نيز لذت مي برند پس کار ميتواند به نوعي محروميت از لذت زندگي نباشد 4- اگر در مقطعي ميتوان با اضافه کاري مانع استخدام نيروهاي جديد براي يک کارمقطعي شد چه مانعي دارد. استخدام و افزايش پرسنل مشکلات بسياري دارد 5- کارهاي يک نفر معمولا در شرکت متنوع است يک برنامه نويس ميتواند کد نويسيهاي پيچيده را صبح انجام داده بعد به کارهايي که نياز به چالش ذهني کمتري دارد بپردازد مثلا تست برنامه ها مستند سازي ؛ نياز به جلسه با همکار و... که در ساعات اضافه کار ميتوان کارهاي سبک تر را انجام داد