با هم حرف بزنیم.

با هم حرف بزنیم که انسان زنده حرف است. و کلام اصل همه چیز است. ما نیازمند گفتگو با یکدیگریم. گفتگو در هر سطحی لازم است. خواه در جمع خانواده باشد و خواه در سطح سازمان و جامعه. همانگونه که گفتگو در سطح ملل و ملت های مختلف از ضروریات دنیای امروز است.

و مقصود من از این حرف ها این است که بیشتر در سطح درون سازمانی با هم حرف بزنیم. و همکاران را بیشتر در کار و تصمیم گیری دخالت دهیم. اگر همکاران زیر مجموعه  در جریان مشکلات و سختی ها و موانع کسب و کار باشند , در امور مشارکت بهتری خواهند داشت. گفتگوی سازمان یافته و برنامه ریزی شده با کارکنان, آنها را با سیاست های کلان سازمان همراه خواهد کرد. گفتگوی سازنده از شایعات جلوگیری می کند. و در نهایت گفتگو با کارکنان و مشارکت دادن آنان در امور و تصمیم گیری ها شرکت را در رسیدن به اهدافش یاری خواهد کرد.

قبلاً اینگونه موارد را با شرح بیشتر نگاشته ام , اما کسی به پست های قبلی مراجعه نمی کند لذا باید دوباره نوشت و گفت تا اطلاع همچون خون در رگهای سازمان جاری باشد.

جلسات مدیریتی هر چد روز یکبار برگزار میشوند. این جلسات چندین ساعت به طول میکشند. مشکلات و مسائل و چالش ها مورد بحث قرار می گیرند. مدیران از جلسه بیرون میآیند و با عجله هر کدام به کار خود میرسند و چندین روز به دنبال رتق و فتق امور خود هستند تا دوباره جلسه تشکیل شود و باز از جلسه بیرون میآیند و این حلقه تکرار میشود.

میخواهم بگویم مدیران از جلسه که بیرون می آیند باید بروند و موضوعات مطرح شده در جلسات را با کارکنان زیر مجموعه خود در میان بگذارند و نظر کارکنان را جویا شوند. کارکنان باید مشکلات و موانع را بدانند. باید بدانند ما در چه موقعیتی هستیم.

متآسفانه مدیران در این امر کوتاهی میکنند و موارد مطرح شده در جلسات را با کارکنان در میان نمیگذارند. جریان اطلاع رسانی از بالا به پایین باید جاری باشد. و البته این جریان از پایین به بالا هم خواهد بود که کارکنان نظرات خود را برای تصمیمات بعدی به مدیریت ابراز کنند.

شاید آقای مهندس شهریاری هم متوجه این موضوع شده باشند که مدیران در این امر جدی نیستند. الان مسئله هزینه ها در سازمان مطرح است آیا نباید همه دست به دست هم دهیم و راهی برای کاهش هزینه ها پیدا کنیم؟ آیا هنوز همچون لردها باید با هواپیما به تهران و شیراز مأموریت برویم؟ آیا هنوز در عصر ارتباطات اینترنتی نیاز به مأموریت های حضوری در پروژه ها وجود دارد؟ لازم است که مأموریت های حضوری در پروژه ها را کاهش داد. باید از امکانات نوین ارتباطی استفاده کرد. شاید کم کردن مأموریت ها برای بسیاری از کارکنان سخت باشد , اما با صحبت کردن و توجیه کردن وضعیت, آنها هم با تصمیمات شرکت همراه خواهند شد.

چرا هر یک از مدیران منجمله مدیران ارشد در هر هفته یا هر ماه نباید در یک ستون در وبسایت شرکت, سخنی با زیر مجموعه خود داشته باشند؟ من همه مدیران را در این امر مقصر میدانم و میگویم که کوتاهی می کنید. مگر میشود حرفی نداشت؟ کسی که حرفی ندارد یعنی از کار خود, تجزیه و تحلیل درستی ندارد. کسی که مشکلی ندارد یعنی کار جدی هم ندارد.

چرا ما از اطلاع رسانی رویگردان هستیم. در پرفراژ ماه شهریور قلم اطلاعاتی با کد 236 را خیلی از کارکنان دارای فرزند دانش آموز دریافت کردند و اکثراً هم نمی دانند بابت چیست. آیا نباید اعلام می کردیم که مثل همه سال های قبل, بن لوازم التحریر به مناسبت اول مهر به دانش آموزان داده شده است. آیا نباید فرمول پرداخت و میزان آن را برای کارکنان تشریح میکردیم که به هر دانش آموز در هر مقطع تحصیلی چقدر پرداخت شده است؟ اعلام پرداخت ها و مزایا به کارکنان یعنی ما همچنان زنده ایم.

بعضی موارد را که باید اطلاع رسانی کنیم , اعلام نمی کنیم.  و بعضی موارد را هم به اشتباه میخواهیم مخفی نگهداریم. اما نمیدانیم که هیچ واقعه ای در شرکت ما مخفی نمی ماند. آنهم رویدادی همچون جی تکس و اعزام کارکنان خودی و نخودی به دوبی. اگر ملاک و معیار داشته باشیم و ضابطه برقرار باشد, چرا نگران باشیم. ما باید تعدادی را که بالاترین نمره ارزشیابی را دارند و شایستگی دارند به دوبی و یا نمایشگاه سبیت بفرستیم و به این کار افتخار کنیم.  از همین الان هم باید بگوئیم چه کسانی را به سبیت خواهیم فرستاد و ضوابط اعزام را هم اعلام کنیم. باور کنید با پنهان کاری چیزی حل نمیشود و مشکلی بر مشکلات میافزائیم و گره ای بر گره ها اضافه می کنیم. در آخرین روزهای مانده به نمایشگاه سبیت تصمیم خلق الساعه برای فرستادن کارکنان نگیریم. اینگونه اعزام های با عجله, در انتخاب افراد شایسته ما را به اشتباه می اندازد و مدیران, دم دستی ها را اعزام میکنند نه افراد کاری و دور از دست را.

شاید لازم باشد در این رابطه هم آیین نامه داشته باشیم و یک کار گروه مسئول اعزام کارکنان به خارج باشند. 

برای این پست کافی است. خدایا عاجزانه از تو میخواهم که : چنانچه در این قلم تأثیری مثبت در رشد و پیشرفت و موفقیت ایریسا وجود دارد به آن حلاوت و شیرینی و تأثیر در کارکنان و مدیران ارزانی کن. و چنانچه نه چنین است این قلم را در هم بشکن.

/ 10 نظر / 8 بازدید
حقدوست

[گل][لبخند][لبخند][لبخند][گل][لبخند][لبخند][لبخند][گل] [گل][لبخند] سلام دوست ارجمند [لبخند][گل] عید سعید قربان بر شما مبارک. امیدوارم در تمام عمر موفق و الهی باشید [گل][لبخند][لبخند][لبخند][گل][لبخند][لبخند][لبخند][گل]

وارتان

سلام احمد آقا. مدتی ننوشتم چون بنده هم همچون شما حس نوشتن و گفتن از شرکتی که دغدغه ای برای کارکنانش ندارد ، نداشتم. تا اینکه امشب به این پست شما برخوردم که در مورد مدیران گفته بودید. دست روی نکته به جایی گذاشته بودید. من نظرم را در اینخصوص میگویم و امیدوارم مدیران ببینند و بخوانند. گرچه میدانم آنقدر پوستشان کلفت شده است (به زعم خودشان سرشان شلوغ است) که واکنشی نشان نخواهند داد مدیران میانی در شرکت ایریسا یک امپراطوری تشکیل داده اند. یک محدوده ای که حتی به هم رتبه های خودشان هم اجازه ورود به محدوده های همدیگر را نمیدهند. و خدا نکند که کسی بخواهد سر از کار آنان در بیاورد. چنان زیر آبی از وی میزنند که بیا و ببین. این مدیران دو چیز را به خوبی کنترل میکنند : اطلاعات و درآمد (پاداشها) ! نه به مدیر بالا سری شان اطلاعات میدهند نه به کارشناسان . کمتر کارشناسی در ایریسا دیده ام که بداند در چه مسیری کار میکند. شرکت هم که پروژه ای است و همه کاری دست همه هست آقای شهریاری ، سری به این امپراطوری مدیران میانی شرکت بزنید بد نیست. ببینید چه ها میکنند و چه چیزهایی مخفی نگه داشته میشود. امیدوارم مجبور به گفتن واقعیاتی نشوم

وارتان

که مطمئنا برای خیلی از این صاحب منصبان خوش نخواهد آمد. شما میخواهید این مدیران هوای کارشناس های شرکت را داشته باشند؟ مدیرانی که یا فکر بازنشستگی اند یا پاداش بیشتر خودشان ، یا دنبال موقعیتهای بهتر در شرکتهای دیگر میگردند. یا انهایی که با هزینه ایریسا مدیر شدند و رفتند برای خودشان شرکت زدند؟ یا آن مدیری که رفت و الان به واسطه ایریسا دارد قرارداد های کلان میبندد؟ فکر میکنید با تعویض یکی دو نفر ، مدیریت کرده اید؟ مگر همان آقای بابایی نبود؟ اول مدیر منابع شدنش پرزنت گذاشت ، سیستم لول دهی تعریف کرد ، جلسه پشت جلسه ، بوق کرنا ... چه شد؟ نه اینکه ایشان هم غرق شد در سیستم درونی و بروکراسی ناپیدای شرکت ایریسا؟ حکایت ایریسا حکایت این است : آدمی که خواب است را میشود بیدار کرد ، اما آدمی که خود را به خواب زده نمیتوان .... تا زمانی که جو خاله زنکی و بروکراسی نا پیدای داخلی در شرکت ایرسا باشد ، شما بیل گیتس را هم بیاورید نخواهد توانست فرهنگ غلط این شرکت را عوض کند

خیر الله

دیگه ببین کار به کجا رسیده که به جای اینکه کارنامه مدیر منابع انسانی رو ببینیم تو این دو سال چه کرده دلمون و خوش کردیم به اینکه یکی را قربانی کنه تا محبوبیتش زیاد شه . احمد آقا می دانم جنبه انتقاد از رفیقات و رئیساتو نداری ولی به هر حال ...

صداقت

جناب خیرالله با عرض پوزش. کجای کاری شما؟

خیر الله

جناب صداقت با سلام منظورت را نفهمیدم . می پرسی کدام قسمت کار می کنم : چه فرقی دارد ؟ اعتقاد داری به من مربوط نیست ؟: چرا به همه مربوط است شما اطلاعات بیشتری داری که من ندارم ؟ بفرما تا ما هم روشن شویم حرق من را تائیید می کنی ؟: خیلی ممنون !!!!

همکاراسیون

احمد آقا شما هم که نظراتی که بر خلاف منافع هندوانه زیربغلیان باشه را تاییید نمی کنی . البته حق داری چون در هر صورت منافع شخصی بر منافع جمعی ارجح است . خصوصا اینکه منفعت آدم به منفعت دیگران گره خورده باشه .

احمد آقا چرا مطالبي را كه بايد لازم مطرحه بشه نمي زاري معلوم شد از كدام فرقه هستي

صداقت

دوست عزیز خیراله جان به نظر من این کار اخیر ارزش بالایی داشت. مدتهاست که انتظار همچین روزی را می کشیدیم. در مورد کارنامه دو ساله من قضاوتی نمی کنم. اگرچه به نظرم حداقلش این بوده که در جهت ایجاد عدالت حرکت شده.

همکار4

مطلب جالبی بود